الشيخ محمد علي الگرامي القمي
47
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
درس مىگفت . « الكسيس كارل در كتاب انسان موجود ناشناخته مىگويد حركت عضلات در حال راه رفتن موجب تحريك ياختههاى مغزى و فعاليت بهتر آنها مىشود . شهرستانى در جلد دوّم كتاب ملل و نحل مىگويد : افلاطون به احترام حكمت همواره در حال راه رفتن تعليم مىكرد و ارسطو نيز از اوپيروىكرد . از كلمات مرحوم سبزوارى برمىآيد كه علت نامگذارى مزبور اين است كه اينها پيرو مكتب تفكر در كشف حقايق هستند و فكر ، حركت و رفتن است ؛ رفتن از مجهول به سوى مقدمات و از مقدمات به سوى مجهول مطلوب كه پس از مقدمات معلوم شده است . در اسلام نيز روش فكرى ارسطو پيروان زيادى دارد كه مشهورترين آنها ابن سينا مىباشد . وى براى ارسطو احترامى فوق العاده قائل بود و مىگفت امام حكيمان و دستور و آموزگار فيلسوفان ، ارسطاطاليس است اين را در « دانشنامه علائى » گفته است ، ولى دربارهى افلاطون مىگفت مردى كه افلاطون خوانده مىشد ، بضاعت اندكى از علم داشت ، آن طور كه به دست ما رسيده است . از ابن رشد اندلسى نقل مىشود كه خداوند ارسطو را آورد تا هرچه بشر مىتواند بياموزد ، از او بياموزد . ليكن بيشتر اروپائيان كه تجربى هستند ، روش عقلائى ارسطوئى را قبول ندارند ، خلاصه دربارهى ارسطو افراط و تفريط فراوان است . 4 - روش فلسفى اشراقى : پيروان اين روش علاوه بر فكر و بحث از راه تهذيب نفس و رياضت خود را براى كشف و دريافت حقايق آماده مىكنند . معتقدند بايد رياضت و بحث و فكر با هم جمع شوند تا انسان بتواند واقعيت را ببيند . « فيثاغورث » ، حكيم يونانى پيش از افلاطون ، را اشراقى مىدانند . « 1 »
--> ( 1 ) - / ملل و نحل شهرستانى ، ج 2 ؛ تاريخ فلسفهى برتراند راسل ، ج 1